تبليغاتX
ღ♥ღبانوی قدیسღ♥ღ

ღ♥ღبانوی قدیسღ♥ღ

پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند.

پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند.

آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات

شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولي ، تصوير درياچهء آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را

ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست

، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است.

تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ،

و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود.

اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره

اي شوم ، جوجهء پرنده اي را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکي ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جايزه ء بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضيح داد :

" آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که مي گذارد در ميان شرايط

سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.اين تنها معناي حقيقي آرامش است."

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07 7:52 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


aidaاین من امروزم

در برابر حضرت حق

                 هيچ اگر سايه پذيرد ...

من همان سايه ي هيچم !!!

red_heart k.i.s.s red_heart


 حال كه دريچه اي به نور لبخند به رويمان گشوده شده
حال كه خورشيد دوباره بر ماتابيده
حال كه ابرهاي ترديد از دلهاي ما زدوده شده
حال كه موسيقي جان ما نواي تازه گرفته
كنون بيا و به بستان نگر كه جان از هر سو مي تراود
بيا و نظاره گر حماسه عشق باش
بیا که هنگامه نبرد است ، نبردی جدید میان عقل و عشق
بیا که کنو ن زمان پیروزی ؛ زمان گر گرفتن درختان احساس با شکوفه های آرزو و واقعیت است
بیا که زمان به شکوفه نشسته است و مزرعه وجود من به بار نشسته است
و هنگام برداشت گندم های طلایی عشق از مزرعه روح و گندم زار  دل است .
تا افق پهناور بنگر و ببین که تا چشم کار می کند گندم است
                بیا اینک اسمان است که به زمین رسیده است
                        و خورشید می تابد و خدا اینجاست
و خدا را در این گندم زار می بینم خدا پیش من است بیا تا خداوند را ببینی
 

 cry2 red_heartیه عزیز مریضه خیلی زیاد دعاش کنید همه باهم امن یجیب بخوانیم 

دعا کنید براش 

خدااااااااااااااااااااااااااا
                                         

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/06 11:0 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


الهی وحشت از قبر و هراس از مرگ دارم

         
    ولی با این همه بر لطف تو امیدوارم

       
      یقین دارم یقین دارم که از اعمال زشت من غضبناکی

       
     چه خواهی کرد ای دریای رحمت با کف خاکی

 

عشق به تو ای خدا هر انسانی را به راه راست هدایت  می کند.

و چه زیبا است آن لحظه ای که انسان معبودش  را عبادت می کند و به او عشق می ورزد.

ای خدا تو چه هستی که نمی توان تو را توصیف کرد در توصیف تو انسانها متحیر اند زیرا که همه چیز به غیر تو فانی هستند و در توصیف اندکی از تو که ما در دلمان دربارهی تو داریم ناچاریم از کلمات وتوصیفات فانی استفاده کنیم.

بار الاها به من که بند ه ی حقیر تو هستم قدر کمال و درک بیشتر و شعور معرفت انایت بفرما و مرا از پلیدی ها دور بدار که تنها تویی و فقط تویی که می توانی مرا از میان این همه پلیدی نجات دهی گرچه من نیز گناه کارم پس دستم را دراز می کنم و از تو که سر چشمه ی زیبایی ها و کمال و معرفتی کمک می خواهم واز تو می خواهم که به من قدرت دوری از گنا هان را بدهی .

بار الاها از تو کمک می خواهم زیرا که می دانم که که مرا می دانی و می توانی.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/03/05 8:29 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |



ديشب رويائی داشتم :
خواب ديدم بر روی شنها راه می روم؛
همراه با خداوند؛
و بر روی پرده شب
تمام روزهای زندگيم را مانند فيلمی می ديدم
همان طور که به گذشته ام نگاه می کردم
روز به روز زندگيم را
دو رد پا بر روی پرده ظاهر می شد
يکی مال من و يکی از آن خداوند
راه ادامه يافت تا تمام روزهای زندگيم خاتمه يافت
آن گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم
در بعضی از جاها فقط يک رد پا وجود داشت
اتفاقآ آن محلها مطابق بود با سخت ترين روزهای زندگيم..........
روزهای با بزرگترين رنجها ؛ دردها ؛ غمها .......
آن گاه از او پرسيدم:
خدا وندا تو به من گفتی که در تمام ايام زندگی با من خواهی بود و
من پذيرفتم که با تو زندگی کنم؛
خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتی؟
خداوند پاسخ داد:
فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود .
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت
نه حتی برای يک لحظه
و من چنين نکردم
هنگامی که در آن روزها
يک رد پا بر روی شن ديدی

من بودم که تو را به دوش کشيده بودم

خداجون خیلی دوست دارم

خدا جون دوست دارم

پ.ن:مواظب خودت باش من منتظرت میمونم

+ نوشته شده در شنبه 1387/03/04 8:12 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


بانوی قدیس X

»»-(¯`عشق ´¯)--»عاشقم
(¯`v´¯) مرگ عشق (¯`v´¯)من سرطان دارم ، سرطان عشق و میخوام مرگ ما توی یک روز باشه
میگی همش صبر کنم× باشه منم صبورم× اما شاید دیر کنی× دیگه زنده نباشم
من یه مادرم توی دنیا شازده کوچولو پسر نازم رو دارم و یه دل عاشق
معشوق از من خیلی دور هست شاید هرگز نبینمش شاید بهش نرسم اما من عاشقم و شازده رو عاشق بار میارم حرفهای دلم رو مینویسم غمهام و شادی ها روزی که شازده خودش مرد بشه و عاشق میتونه با خوندن دلنوشته هام مادرش و احساس من و درک کنه
من عاشقم اعتراضی هست؟........... وارد نیست!!!اما خدا تو اعتراض داری


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

نقش خیال
خانه آخر
انول عزیز
شیزوفرنی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386



پیوندها

یارخوش
انول عزیز
ایرانیان
معجزه احساس
حرفهای یک دل
آرامش
سلام به تو ای عشق
مسافر غریب
کمی با من مدارا کن
رها
امید شهر آرزوها
خداوند کجا نیست
نقاب
رقص چشمات
امیر حسین رهبری
باران امید
فرفر
دیار عاشقان با وفا
سیمرغ
باغ بی برگی
دیگه دیدنم محاله
شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
بانو
اصلا به ما چه؟
آخرين ديوانه
دلنوشته امین حمزه ای
پاتوق ارمان
خطی برای مشکی پوش
پاتوق
۩۞۩ جوانان همدان ۩۞۩


    تعداد بازديدها: