تبليغاتX
ღ♥ღبانوی قدیسღ♥ღ

ღ♥ღبانوی قدیسღ♥ღ

ما ستاره هایی ناگهانی هستیم

من و تو منفجر می شویم در

پوست های آبی سیاه مان.

 

می دانی هیچ چیز ما را

جوان نگاه نخواهد داشت

نه مردان و زنان جوانی

که جوانی شان را

در آوازی سرد و کش دار

پرتاب می کنند.

ما آن چیزی هستیم

که هستیم چیزی که

هرگز گمان نمی کنیم که هستیم.

جغرافیای جسم دیگر

وحشی نیست.پژواک ها.

ما هم آهنگ حرکت می کنیم

تا آرام تر بو بگیریم.

پذیرفتنش خیلی سخت است

که گاهی وقت ها پس از نیمه شب

من خسته ام

از تمامی این ها.

پ.ن:من پذیرفتم شکســــــــت خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد اشنا دیوانه است. میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد از عذاب دیدنم ازاد باش گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ارزو دارم بفــــهـــــمی درد را تلخی برخورد های سرد را

santouri

من عاشق این دیالوگ فیلم سنتوری هستم :تقدیم به تو که تنهایم گذاشتی تو ای تکرار واژه تنهایی

باز یه پیغام دیگه از علی بدبخت، از علی تنها، علی پرغم، امشب ریختن تو عروسی زدن سازمو لت‌و‌پار کردن ، خودم رو علیل و چلاق کردن . فقط به همین احتیاج داشتم ... مهم نیست . دنبال پماد سالیسیلات گشتم که تو بعضی وقتا روی دست‌و‌پام می‌مالیدی ؟ کجاست ؟ مهم نیست . تمام این حرفها بهانه است ، بهانه های عاشقانه است ...
تنهای بی سنگ صبور ، خونه سرد و سکوت وکور ... توی شبات ستاره نیست ، موندی و راه چاره نیست ... اگر که هیچ کس نیومد ، سری به تنهاییت نزد ، اما تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش ...

پ.ن:شرط رو میبرم و تو گریه میکنی

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/20 12:54 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


سلام ممنون از همه دوستانی که تولدم رو تبریک گقتند واقعا ازشون سپاسگذارم

ولی یه تشگر ویژه از انول و سرباز عزیز دارم

و همچنین بهترین تبریک این  دو متن بود که اینجا میزارم و ممنونم از دو شخس که کامنت خصوصی که اینو برام نوشتند

گرفتاري اين زندگي لعنتي ِ منفور، تو را هم از يادم برد.تو که فراموش شوي انگار ديگر نيستم.انگار حل شده ام در نبودنها.انگار خودم را زودتر به فراموشي سپرده باشم.

چقدر دلم ميخواست آنروز بهترين روز ما بشود توي اين يکسال.ميدانم چقدر بايد دلتنگ شده باشي از من ونه اما دلگير که ميدانم دلت درياست. من ولي خودم را نخواهم بخشيد
تولدت مبارک

We cannot change the past;
we just need to keep
the good memories
and acquire wisdom
from the mistakes we've made.
we cannot predict the future;
we just need to hope and pray
for the best and what is right,
and believe that's how it will be
we can live a day at a time,
enjoying the present
and always seeking to become
a more loving and better person.
 
                                           

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/01/18 12:23 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


ILOVE YOU

 

امشب از عطر سحر گاهی رهاتر ميروم...
از نسيم نوبهای با صفاتر ميروم...

امشب از طوفان عشقی بيقرار بی قرار...
از فراز قله هستی فراتر ميروم

نیمه شبها راز ميگويد دلم با محرمی..
.اوج فريادم ز شيدايی رساتر ميروم

پرتو مهر خدايی در وجودم جان گرفت..
.از صدای آشنايی خوش صداتر ميروم


تا رهايی ميروم تا بيکران عاشقی..
.امشب از عطر سحر گاهای فراتر ميروم

در غروب رفتن تو لحظه هايم را شکستم...
زير بارون جدايی با خيال تو نشستم...

بی تو تنها گريه کردم تو شبهای بی ستاره...
.انتظارت رو کشيدم تا که برگردی دوباره...

پشت شيشه روز و شبها دل به بارون ميسپارم..
.من برای گريه هايم چشمه ها رو کم ميارم...

انتظار با تو بودن منو از پا در مياره..
.ترس از اين دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره...
 

 

ساعت از نیمه شب گذشته است

و دراین شب بهاری

چراغ کوچه ما همچنان سوسو می زند

آسمان با اشکهایش

تمام راههای منتهی به کوچه را

آب پاشی کرده است

پرستو هاپرگشوده اند

و در و دیوار کوچه را

با روبانهای ملون آذین بسته اند

بلبلان درسکوت انتظارخود

غزل هایشان را زمزمه می کننند

وقمری ها در حجمی وسیع  

ترانه می خوانند

نرگسان مست حضور

تمام فضای دلگیر کوچه را

عطر افشانده اند

وساعت همچنان

برمدارانتظارمی چرخد...

 

اما افسوس! و صد افسوس!

که هزاران ستاره  درخوابند

و در این حصار پر هجوم بی کسی

دستی به پنجره نیست

و این همۀ نیامدن توست ای معشوق!

 

پ.ن:هزار بار فال حافظ گرفتم و خواجه از عشق من و بی وفایی تو گفت

من عاشق بارونم چه بارونی میبارید دیشب و من به یاد تو زیر بارون اشک ریختم

+ نوشته شده در شنبه 1387/01/17 1:33 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


بانوی قدیس X

»»-(¯`عشق ´¯)--»عاشقم
(¯`v´¯) مرگ عشق (¯`v´¯)من سرطان دارم ، سرطان عشق و میخوام مرگ ما توی یک روز باشه
میگی همش صبر کنم× باشه منم صبورم× اما شاید دیر کنی× دیگه زنده نباشم
من یه مادرم توی دنیا شازده کوچولو پسر نازم رو دارم و یه دل عاشق
معشوق از من خیلی دور هست شاید هرگز نبینمش شاید بهش نرسم اما من عاشقم و شازده رو عاشق بار میارم حرفهای دلم رو مینویسم غمهام و شادی ها روزی که شازده خودش مرد بشه و عاشق میتونه با خوندن دلنوشته هام مادرش و احساس من و درک کنه
من عاشقم اعتراضی هست؟........... وارد نیست!!!اما خدا تو اعتراض داری


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

نقش خیال
خانه آخر
انول عزیز
شیزوفرنی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386



پیوندها

یارخوش
انول عزیز
ایرانیان
معجزه احساس
حرفهای یک دل
آرامش
سلام به تو ای عشق
مسافر غریب
کمی با من مدارا کن
رها
امید شهر آرزوها
خداوند کجا نیست
نقاب
رقص چشمات
امیر حسین رهبری
باران امید
فرفر
دیار عاشقان با وفا
سیمرغ
باغ بی برگی
دیگه دیدنم محاله
شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
بانو
اصلا به ما چه؟
آخرين ديوانه
دلنوشته امین حمزه ای
پاتوق ارمان
خطی برای مشکی پوش
پاتوق
۩۞۩ جوانان همدان ۩۞۩


    تعداد بازديدها: