|
نمیدانم که چرا دلم اینقده بی طاقت شده
نمیدانم که چرا قلبهاهمه از جنس سنگ شده
نمیدانم که چراعشقها اینقده کم رنگ شده
نمیدانم که چرا اشکهام مثل یه گوله یخ شده
نمیدانم که چرا ، دنیا یهو پراز نیرنگ شده
نمیدانم که چرا دلم اینقده بی طاقت شده
نمیدانم که چرا قلبهاهمه از جنس سنگ شده
نمیدانم که چراعشقها اینقده کم رنگ شده
نمیدانم که چرا اشکهام مثل یه گوله یخ شده
نمیدانم که چرا ، دنیا یهو پراز نیرنگ شده
نمیدانم ، نمیدانم ، نمیدانم ، نمیدانم .... وبلاگ سرباز دوست بسیار عزیزم http://akharin-sarbaz.blogfa.com پ.ن:دیشب پای چهل فانوس برای همه دوستام دعا کردم و براتون شمع روشن کردم امیدوارم دعای همه مستجاب بشه من خانوم فاطمه زهرا رو واسطه کردم کدوم فرزندی به مادرش نه میگه یا حسین صدای مناجات و حسین حسین گفتنم رو بشنو دیشب اشک بود و سوز و اه دیشب من بودم و ذکر یا حسین + نوشته شده در یکشنبه 1386/10/30 5:36 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
پشت این پنجره ها
دختری تنها بود پشت دلواپسی یک بوته رز عاشق زار دل رهگذری لیک دل رهگذر قصه ما جنسش از آهن بود رهگذر در اندیشه خویش تنها یک عابر خسته کوچه دلتنگی بود روزها قد کشیدند و به ماهها پیوست رهگذر عاشق آن نگاه پس پنجره گشت آخرین بار که از کوچه گذشت دید پنجره دل دخترک بسته شده ما آدمها دیر یادمان می افتد که یک نگاه برای یک عمر کافیست واپسین لحظه عشق حسرت آن نگاه بر دل رهگذر تا ابد باقی است پ.ن:مشکل اینجاست من تو را می خواهم و تو مرا میخواهی اما لعنت به این فاصله ها که من قدرت شکستشان را ندارم جنگ بین عشق و حجران یار تو بگو چه کنم پ.ن:یه دوست عزیز من ازدواج کردم و پیش همسرم هستم شما و اون دوست دیگه در اشتباهید میسپارمتون دست خدا + نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/26 11:50 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
حالا دیگر بس است پ.ن:شعر خودم نیست یعنی وقتش رو ندارم اما عاشقم پ.ن:تقدیم به آنکس که دلش آسمانی است وقتي کسي رو دوست داري حاضري براش جونتو فدا کني............... حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش کني............... به خاطرش داد بزني.................... به خاطرش دروغ بگي................ حاضري رو همه چي .حتي رو دفتر زندگيت که حالا پاره پاره شده خط بکشي.............. خيلي چيزا رو مثل غرورت ميشکني تا دلش نشکنه........... اگه گفتي به اين چي ميگن؟؟؟ .::عشق + نوشته شده در یکشنبه 1386/10/23 7:28 PM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
|