تبليغاتX
ღ♥ღبانوی قدیسღ♥ღ

ღ♥ღبانوی قدیسღ♥ღ

نگاه  نگاه

ممنوع ترین نگاه های عالم

از سوسوی  چشمان تو عبور میکند

آنگاه که مرا مست شراب چشمانت کردی

غرق در دریای آن نگاه شدم

عروسک  کوکی گشتم

با ساز مخالف تو رقصیدم

نفس نفس

عمیق ترین نفسهای عالم

را آنگاه که مجاور من بودی شنیدم

نفسهایت را نمیتوانستم بشمارم

تند تر از نبض من میزد

سریعتر از کبوتر قلب پر میزد

فریاد فریاد

تلخترین  حرفهای دنیا

از لبهای تو بگوش میرسد

من محتاج آن صدای هستم

که با فریاد گفت برو قلبم اسیر دیگری گشته

قلب قلب

فولادترین قلب این دنیا

صاحبش کسی است که قلبم برای او میتپد

من با نگاهم جستجویش میکنم

در پی بهانه نفس کشیدنم هستم

که این سکوت هزار ساله را بشکند

فریادم در سکوت شب از او میگوید

ممنوع ممنوع

ممنوع ترین عشق را

نثار کسی میکنم که دیروز لاف عاشقی زد

و امروز به تلافی دروغش عاشق گشتم

گیتار شکسته تنها همراه من میباشد

ای غریبه آواره کوچه پس کوچه های تنهایی

بیا که من هنوز دوستت دارم

نکند عشق نیز ممنوع شده؟

دوست دارم نفسم

 

 

آهنگ وبلاگم به اسم ملاقات از معین عزیز به درخواست دوستان برای دانلود گذاشتم

پ.ن:عاشقی  پیگرد قانونی دارد

جرمت عشق بود

حال که عاشق گشتی

 مجازات را بپذیر

پ.ن۲:نفسم عشقم عمرم زندگیم هوسم دنیام........یادته؟

پ.ن۳:یارخوش و آرامش عزیز رفت مکه حجشون مقبول حق

 میلاد امام رضا مبارک آقا عشق رو شما توی قلبم کاشتید یه دنیا ممنون

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/30 0:6 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


                                        قلبم

چرا تنهایم گذاشتی و رفتی؟

مگر نه اینکه من تو را با ستاره ها مجاور کردم

در غربی ترین نقطه کهکشان جایت دادم

 مگرنه اینکه وقتی در یلدایی ترین شب سال

در آغوشم  نوای هزار ساله عشق را برایت زمزمه میکرم

تو در شمالی ترین نقطه احساسم بودی

من را در جنوبی ترین تمنای خویش خواستی

آنگه که سر انگشتان احساسم

اشک را از روی گونه های قلبت پاک میکرد

من به تو گفتم زمستان این عشق نزدیک است

و رگهای احساست یخ خواهند زد

تو به این حماقت کودکانه ام بسی خندیدی

برگهای شعرهای خزان محبت را

پاره کردی و میان آتش سینه ات سوزاندی

حال برگشته ای  تا ببینی  باز آتشی زیر خاکستر باقی است

من با شفاف  ترین فریادهای بشریت 

 زمزمه میکنم به دنبال دل نگرد

دیروز از دل بادبادکی ساختم

به دست کودکان دادم

باد وزید و بادبادک را به شرقی ترین نقطه نگاهم برد

دل آواره آسمون هزار رنگ گشت

نگاهم هنوز خیره به در مانده شاید

دوباره انگشانت نوازشگر گیسوان خواهد بود

چرا تنهایم گذاشتی و رفتی؟

خیلی تنهام

پ.ن:من آرامش میخوام نه آرامش بخش

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28 1:0 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


چرا خوشم نیاید

 وقتی مرا با پرستوها مجاور کردی

موجی گشتی  که خویش را با اشتیاق به ساحل میکوبد

چرا خوشم نیاید

وقتی استخاره ات هم با نام من شروع میشد

دعاهای بعد از نمازت برای رسیدن به من بود

دستانت تسبیح روزشمار دیدار مرا میچرخاند

چرا خوشم نیاید

از آن دست مردانه ای که دستانم را گرفت و کشید

با پاهای کودکانه ام در پی تو میدویدم

مرا از میان مردمان ربودی

تا نگاهم با امتداد نگاه دیگری برخورد نکند

اما ندانستی قرنهاست نگاهم فقط با تو آشناست

چرا خوشم نیاد

از تقاطع دو خط موازی که شکستند

تا در گرمترین ایام خنکای این روح سرکش گردی

چرا خوشم نیاید

وقتی از حادثه برانگیزترین تصادف دنیا نهراسیدم

از لبانی که در آتش وصال سوختند

قوقنوس هستی را به آتش کشیدم

تا مولود عشق را میان بازوانت به نظاره بنشینم

چرا خوشم نیاید

وقتی در میان شفافترین احساسم  تنهایم گذاشتی

دستانت بسان یخ در بهشت سرد بود اما باز دلکش

چرا خوشم نیاید از این همه خوش آمدنی

تو خوشت نمی آید؟

لبانم از سر درونم برایت گفتند کاش بینا بودی

تقدیم به تو کاش .............

شازده کوچولوم

+ نوشته شده در شنبه 1386/08/26 0:16 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


من گم شده در سرزمین اوهام خویشم .....

خانه آرزوهایم ویران گشت ......

ماهها پیش آنگه که تو غرق در نگاه دیگری گشتی......

 و دستانت گرما بخش دستان غریبه گشت............

قلبم را در تابوتی از سنگ گذاشتم ...........

و در قبرستان عاشقان دفن کردم..........

 از هر سوی فریاد جگر سوزی می آمد ........

 همه ناله کنان میگفتند:

فغان که ما عاشق گشتیم و ندانستیم

عشق مرا نابود کرد و به خاکسترم کشید

امشب به یادت کلی اشک ریختم

 

پ.ن::من بانوی قدیس نیستم من فرشته عشق بهشت برین قلبت نیستم حتی کهکشانی از دل ندارم من بوته گلی هستم که هوس عشق تو سرخ شده  و تو آن دستی بودی که مرا از شاخه چیدی و گلبرگهایم را پرپر کردی و با سکوتت گفتی :لالای عشق که توی گوش من  خواندی هوس بود نه نفس ای کودک عشق به چه کارت آید

+ نوشته شده در جمعه 1386/08/25 1:6 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


اين روزها که نيستي چرا پنهان کنم دلم براي کسي تنگ شده است. عقربه ساعت، فاصله، اشک و انتظار واژه‌هايي هستند که روزي هزار بار در ذهنم تکرار مي شوند.
هر چند که اشک چيزي است که بيش از همه با آن سرو کار دارم اما دوري تو مصيبت کمي نيست که بتوان حق آن را با اين سوگواريهاي اندک ادا کرد. ديگر نه جلوي چشمانم تصوير روشني از تو دارم، نه صدايي از تو در سيم تلفن هست. کاش خبري يا نامه‌اي از تو داشتم که اينطور خود گم کرده به دنبال دست آويزي براي آرامش نباشم.
اين روزها که نيستي خانه بوي نم غربت مي‌دهد. حتي نسيم با پنجره قهر است که بخواهد خبري از تو بياورد. اما برايت بگويم چقدر دلشوره‌هاي عاشقي قشنگ است. ترس از اينکه براي کسي تمام شوي، ترس از اينکه کسي فراموشت کند. دوراهي دلهره‌اي که براي کسي باشي يا نباشي.
اشکهايم را يکي يکي از چشمانم در خلوت برمي‌دارم و زيرفرش يا لاي کتاب مي‌گذارم که کسي از وجود آنها باخبر نشود. نمي‌خواهم دلتنگيهايم براي کسي فاش شود.
اين روزها که نيستي دلم عجيب براي کسي تنگ شده است....

 

پ.ن:زیر خاكستر ذهنم باقی ست
آتشی سركش و سوزنده هنوز
یادگاری است ز عشقی سوزان
كه بودم گرم و فروزنده هنوز
عشقی آنگونه كه بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاكستر كرد
غرق درحیرتم از اینكه چرا
مانده ام زنده هنوز

یه دوست ...قدیمی :ترسو اگه سراغم میای خودت رو معرفی کن من حدسهایی زدم تا رسوات نکردم لطفا مثل بچه ادم یا معرفی کن یا دیگه وبم نیا ورود آدم بدها و اونهای که از انسانیت و دوستی هیچی حالیشون نیست به وب بانوی قدیس ممنوع شد

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/23 11:52 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |


بانوی قدیس X

»»-(¯`عشق ´¯)--»عاشقم
(¯`v´¯) مرگ عشق (¯`v´¯)من سرطان دارم ، سرطان عشق و میخوام مرگ ما توی یک روز باشه
میگی همش صبر کنم× باشه منم صبورم× اما شاید دیر کنی× دیگه زنده نباشم
من یه مادرم توی دنیا شازده کوچولو پسر نازم رو دارم و یه دل عاشق
معشوق از من خیلی دور هست شاید هرگز نبینمش شاید بهش نرسم اما من عاشقم و شازده رو عاشق بار میارم حرفهای دلم رو مینویسم غمهام و شادی ها روزی که شازده خودش مرد بشه و عاشق میتونه با خوندن دلنوشته هام مادرش و احساس من و درک کنه
من عاشقم اعتراضی هست؟........... وارد نیست!!!اما خدا تو اعتراض داری


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

نقش خیال
خانه آخر
انول عزیز
شیزوفرنی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386



پیوندها

یارخوش
انول عزیز
ایرانیان
معجزه احساس
حرفهای یک دل
آرامش
سلام به تو ای عشق
مسافر غریب
کمی با من مدارا کن
رها
امید شهر آرزوها
خداوند کجا نیست
نقاب
رقص چشمات
امیر حسین رهبری
باران امید
فرفر
دیار عاشقان با وفا
سیمرغ
باغ بی برگی
دیگه دیدنم محاله
شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
بانو
اصلا به ما چه؟
آخرين ديوانه
دلنوشته امین حمزه ای
پاتوق ارمان
خطی برای مشکی پوش
پاتوق
۩۞۩ جوانان همدان ۩۞۩


    تعداد بازديدها: