|
نگاه نگاه ممنوع ترین نگاه های عالم از سوسوی چشمان تو عبور میکند آنگاه که مرا مست شراب چشمانت کردی غرق در دریای آن نگاه شدم عروسک کوکی گشتم با ساز مخالف تو رقصیدم نفس نفس عمیق ترین نفسهای عالم را آنگاه که مجاور من بودی شنیدم نفسهایت را نمیتوانستم بشمارم تند تر از نبض من میزد سریعتر از کبوتر قلب پر میزد فریاد فریاد تلخترین حرفهای دنیا از لبهای تو بگوش میرسد من محتاج آن صدای هستم که با فریاد گفت برو قلبم اسیر دیگری گشته قلب قلب فولادترین قلب این دنیا صاحبش کسی است که قلبم برای او میتپد من با نگاهم جستجویش میکنم در پی بهانه نفس کشیدنم هستم که این سکوت هزار ساله را بشکند فریادم در سکوت شب از او میگوید ممنوع ممنوع ممنوع ترین عشق را نثار کسی میکنم که دیروز لاف عاشقی زد و امروز به تلافی دروغش عاشق گشتم گیتار شکسته تنها همراه من میباشد ای غریبه آواره کوچه پس کوچه های تنهایی بیا که من هنوز دوستت دارم نکند عشق نیز ممنوع شده؟ آهنگ وبلاگم به اسم ملاقات از معین عزیز به درخواست دوستان برای دانلود گذاشتم پ.ن:عاشقی پیگرد قانونی دارد جرمت عشق بود حال که عاشق گشتی مجازات را بپذیر پ.ن۲:نفسم عشقم عمرم زندگیم هوسم دنیام........یادته؟ پ.ن۳:یارخوش و آرامش عزیز رفت مکه حجشون مقبول حق + نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/30 0:6 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
چرا تنهایم گذاشتی و رفتی؟ مگر نه اینکه من تو را با ستاره ها مجاور کردم در غربی ترین نقطه کهکشان جایت دادم مگرنه اینکه وقتی در یلدایی ترین شب سال در آغوشم نوای هزار ساله عشق را برایت زمزمه میکرم تو در شمالی ترین نقطه احساسم بودی من را در جنوبی ترین تمنای خویش خواستی آنگه که سر انگشتان احساسم اشک را از روی گونه های قلبت پاک میکرد من به تو گفتم زمستان این عشق نزدیک است و رگهای احساست یخ خواهند زد تو به این حماقت کودکانه ام بسی خندیدی برگهای شعرهای خزان محبت را پاره کردی و میان آتش سینه ات سوزاندی حال برگشته ای تا ببینی باز آتشی زیر خاکستر باقی است من با شفاف ترین فریادهای بشریت زمزمه میکنم به دنبال دل نگرد دیروز از دل بادبادکی ساختم به دست کودکان دادم باد وزید و بادبادک را به شرقی ترین نقطه نگاهم برد دل آواره آسمون هزار رنگ گشت نگاهم هنوز خیره به در مانده شاید دوباره انگشانت نوازشگر گیسوان خواهد بود چرا تنهایم گذاشتی و رفتی؟ پ.ن:من آرامش میخوام نه آرامش بخش + نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28 1:0 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
چرا خوشم نیاید وقتی مرا با پرستوها مجاور کردی موجی گشتی که خویش را با اشتیاق به ساحل میکوبد چرا خوشم نیاید وقتی استخاره ات هم با نام من شروع میشد دعاهای بعد از نمازت برای رسیدن به من بود دستانت تسبیح روزشمار دیدار مرا میچرخاند چرا خوشم نیاید از آن دست مردانه ای که دستانم را گرفت و کشید با پاهای کودکانه ام در پی تو میدویدم مرا از میان مردمان ربودی تا نگاهم با امتداد نگاه دیگری برخورد نکند اما ندانستی قرنهاست نگاهم فقط با تو آشناست چرا خوشم نیاد از تقاطع دو خط موازی که شکستند تا در گرمترین ایام خنکای این روح سرکش گردی چرا خوشم نیاید وقتی از حادثه برانگیزترین تصادف دنیا نهراسیدم از لبانی که در آتش وصال سوختند قوقنوس هستی را به آتش کشیدم تا مولود عشق را میان بازوانت به نظاره بنشینم چرا خوشم نیاید وقتی در میان شفافترین احساسم تنهایم گذاشتی دستانت بسان یخ در بهشت سرد بود اما باز دلکش چرا خوشم نیاید از این همه خوش آمدنی تو خوشت نمی آید؟ تقدیم به تو کاش ............. + نوشته شده در شنبه 1386/08/26 0:16 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
من گم شده در سرزمین اوهام خویشم ..... خانه آرزوهایم ویران گشت ...... ماهها پیش آنگه که تو غرق در نگاه دیگری گشتی...... و دستانت گرما بخش دستان غریبه گشت............ قلبم را در تابوتی از سنگ گذاشتم ........... و در قبرستان عاشقان دفن کردم.......... از هر سوی فریاد جگر سوزی می آمد ........ همه ناله کنان میگفتند: فغان که ما عاشق گشتیم و ندانستیم عشق مرا نابود کرد و به خاکسترم کشید امشب به یادت کلی اشک ریختم پ.ن::من بانوی قدیس نیستم من فرشته عشق بهشت برین قلبت نیستم حتی کهکشانی از دل ندارم من بوته گلی هستم که هوس عشق تو سرخ شده و تو آن دستی بودی که مرا از شاخه چیدی و گلبرگهایم را پرپر کردی و با سکوتت گفتی :لالای عشق که توی گوش من خواندی هوس بود نه نفس ای کودک عشق به چه کارت آید + نوشته شده در جمعه 1386/08/25 1:6 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
اين روزها که نيستي چرا پنهان کنم دلم براي کسي تنگ شده است. عقربه ساعت، فاصله، اشک و انتظار واژههايي هستند که روزي هزار بار در ذهنم تکرار مي شوند.
پ.ن:زیر خاكستر ذهنم باقی ست یه دوست ...قدیمی :ترسو اگه سراغم میای خودت رو معرفی کن من حدسهایی زدم تا رسوات نکردم لطفا مثل بچه ادم یا معرفی کن یا دیگه وبم نیا ورود آدم بدها و اونهای که از انسانیت و دوستی هیچی حالیشون نیست به وب بانوی قدیس ممنوع شد + نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/23 11:52 AM توسط ღ♥ღ اشکღ♥ღ |
|