شازده کوچولو قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست
√ازداوج موقت نوجوانان؟؟؟ بحث ازدواج موقت نوجوانان!!!! ازدواج موقت در جامعه ما هنوز برای بزرگترها و شاید کسانی که نمیتوانند ازدواج کنند جا نیافتاده حالا آقا مطهری نماینده محترم مجلس برای جلوگیری از روابط دوستی دختر و پسر ازدواج موقت را پیشنهاد دادند خود بنده دست به دهان مانده و فکم از جا درامد این بدترین پیشنهادی بود که برای جلوگیری از فساد میشد مطرح شود .میخوام نظرات دوستان را بدونم همانطور که میدانید در اسلام توصیه برای ازدواج موقت دختر بــــاکره نشده و برای سایرین هم بسته به شرایطی میباشد حال که ما هنوز روی چرایی این موقت برای آدم بزرگها مشکل داریم این آقا نخوردند و نخوابیدند و کلی فسفر مصرف کردند و به ذهن مبارکشان رسیده برای جلوگیری از گناه نوجوانان این پیشنهاد را بدهم شاید گرفت ...اما این پیشنهاد شدیدا خام این آقا عواقب بسیار وخیمی به بار خواهد گذشت یکی از این عواقب حاملگی نوجوانان میباشد بی بندو باری بیشتر خواهد شد خط قرمزها کنا خواهد رفت و هزار بلای دیگر گریبانمان را خواهد گرفت و مطمئنا امار طلاق و گسیختگی خانواده ها هم بیشتر خواهد شد دوست دارم نظرات دوستانم را در این مورد بدانم ووست بعدی مفصل در این مورد خواهم نوشت پ.ن:آقای مطهری واقعا چقدر به اسیبهای اجتماعی این پیشنهادتون فکر کردید از وقتی اینو شنیدم سردرد گرفتم مثلا فردا شازده بیاد بگه مامان من میخوام برم فلان دختر همسایه رو که ۱۱ سالشه صیغه کنم....مغزم سوت میکشه تقدیم مردی که تک تک موهای سپیدم را مدیون او هستم... چکه می کند چشم /در نگاه عاشقش پرنده تنهایی/لنگ لنگان می گذرد... یادت هست/ معشوق من خاطراتمان را/یادت هست؟ عشق،تو ،/جیغ خنده های کال من لالایی دستهای گرم تو/یادت هســـــــت؟ کجایی معشوق من؟/دلیل سال های بی لبخند من و همه خوابهای خاکستری /زجه های بی صدای من واگذار مرا به خویش ایستاده ام/ تنها،بی تو/ دل سوخته/دلشکسته به خیرگی نگاه من چشم بدوز/شاید که یادت بیاید مرا شاید که از خاکستر خیس تنم/سیمرغی گردم بر دلت شاید از لمس چشمهای مظطربم/مرا بفهمی و بدانی هنوز به بی تو بودن/عادت نکرده ام... پ.ن:من آبستن عشقم و هرگز سقطش نخواهم کرد دیشب فیلم سنگسار ثریا را دیدم با هر سنگی که به ثریا اثبات میکرد گریه کردم ..آیا واقعا این حکم خداست؟چرا یک عمل که مربوط به یهودیت میشود را به اسلام و مسلمانی نسبت داده و اجرا کردند چرا؟ این واقعیت جامعه ما می باشد ..نمیدانم در مقابل این ظلم چه بگویم نظر شما چیست؟ سنگ سنگ سنگ هفت سنگ...هفتاد سنگ مرغی عشقی دیروز از قفس پرید صبح بود یا شب زمان از دستم پرید گرگ و میش بود آن صبح مه آلود ترین صبح شهر خاکستری من سنگی فرود آمد آه سنگی دگر بر فرق زن دو سه سنگ دگر بیراهه رفت اینبار شاید از شرم نگاه عاشق بود حی علی عشق..... سنگ پشت سنگ حی علی ننگ... زنی خفته در خون قامتی تنیده از ننگ بگذار گیسوانت سرخ گردنند باز سنگ بود در پی سنگ نوعروس مرگ نو عروس ننگ هی دست و پا نزن بانوی غم تگرگ بود و سنگ معکوس میزند انسانیت ما خون میدود روی لبت لبی اکنده از عشق و هوس سنگت زنند بانو به حکم عشقی ممنوع تنها گناهش عشق بود سنگ بود و ننگ ننگ بود و سنگ شما کشیتید زنی را به جرم ننگ کشتید مادری را به جرم عشق صدای اذان میاد اما خدای با تو قهر است ای سنگ زن پ.ن:اگر مردی خیانت کرد حکمش چیست؟ دانلود فیلم سنگسار ثریا در ادامه مطالب و به ياد مي آورم روزي را که با چشماني اشک بار به تو خيره شدم درحاليکه تو به زمين نگاه مي کردي و من نيز به زمين خيره شدم و اشکهايم را که روي زمين ريخت ، تو اشکهايم را ديدي ! به ياد مي آورم زماني را که مادرم مي گفت اگر عاشق کسي شدي به چشمهايش نگاه کن تا تو را هميشه به ياد داشته باشد ! من نيز يک بار فقط يک بار آنچنان به چشمانت خيره شدم ... نمي دانم يادت هست يا نه ؟ باز هم يادم مي آيد روزي را که با هم زير باران راه مي رفتيم و تو از صورت خيس من خنده ات گرفته بود ، همان روز چشمهاي خندان بارانيت را در ذهنم ثبت کردم و همان شد که هرگز نتوانستم تو را فراموش کنم ! وآخرين نگاهت را ! همان روزي که با دستت روي ديوار يک خط راست کشيدي و گفتي اين خط مستقيم تو هستي و بعد در کنار همان خط مستقيم ، خطي کج و معوج کشيدي و گفتي اين خط کج و معوج هم من هستم و زدي زير خنده ! وقتي خنديدي نگاهت ترسي را به وجودم انداخت که آن ترس را با لبخند پوشاندي وقتي که چشمانت تنگ شد! و رسيد روزي که به زمين خيره شده بودي و مرا نگاه نمي کردي ... وقتي اشکهايم را که روي زمين مي ريخت ديدي بلند شدي و به سرعت از من دور شدي ! نگاه آخر را از من دريغ کردي ! دريغ کردي ! به همين سادگي ! سادگي !....








ادامه مطلب


